| وب نوشته های شخصی از |
|
آقای رییس جمهور! این نامه زمانی نگاشته میشود که به تازگی از سفر پربرکت خود به نیویورک بازگشته اید ، میدانم که شاید شما هیچگاه حتی این نامه را نبینید و مطمئن هستم که هیچ یک از اطرافیانتان هم اصل نامه که به زبان زیبای پارسی نگاشته شده است را به شما نشان نخواهند داد چه رسد ترجمه آن به زبان قابل فهم برای شما. اما از آنجا که خود را مسلمان که شیعه هم میدانی (1) به رسم امر به معروف و شاید نهی از منکر مینویسم ، شاید که بخوانی.
آقای رییس جمهور! حاکماني که قلب آنان به عشق انسانها نمي تپد و در وجود خود انديشه عدالت را قرباني کرده اند هرگز نمي توانند صلح و دوستي را به بشر هديه کنند.(2) به خود نگاه کن آیا به راستی قلب تو به عشق انسانها می تپد؟ تویی که با یک کودتای نظامی قدرت را به دست گرفتی و به یمن درآمد بادآورده نفت قدرت خود را استحکام بخشیدی ، مخالفان را به بند کشاندی تا بتوانی مادام العمر شدن ریاستت را جشن بگیری. تو که خود را مسلمان میدانی بشنو: حکومت با کفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز، اين کلام پيامبر الهي حضرت محمد(ص) است(3) هرچند چنان مست قدرتی و مجیزگویان آنچنان احاطه ات کرده اند که هر ظلمی از سمت حکومتیانت را عین ثواب میبینی و مستحق پاداش الهی ، راستی هنوز به خدا فکر میکنی؟ یادت هست آخرین مرتبه ای را که به قیامت اندیشیدی؟ شاید تکرار نام "امام مسلمبن" توسط اطرافیانت ترا به این توهم دچار ساخته که دیگر بازخواستی نخواهی شد. نکند خودت هم باور کرده ای که "امام مسلمینی؟"(4) بد نیست بدانی که در کشور من معدود افرادی تو را میشناسند و با اطمینان میگویم که هیچ یک تو را امام ٍ خود نمیدانند. اگر بگذارند صدای مردمان خودت را بشنوی میبینی که آنها هم شاید چونان اکثر مردم جهان تو را دیوانه میپندارند.(5) آقای رییس جمهور! اصولاً در دنيايي که انديشه و فرهنگ و افکار عمومي عامل تعيين کننده است ، ادامه اين وضع ناممکن و تحول اساسي يک ضرورت غير قابل اجتناب است .(6) تو حق نداری اسلام و تشیع را با رفتار و کردارت مضحکه دست دشمنان کنی. تو حق نداری نام "امام مسلمین" بر خود گذاری. به مگسان ٍ گرد شیرینی ٍ قدرتت دل خوش نباش. میخواهی بدانی آنان چگونه در مورد تو می اندیشند؟ حتی آنان که دستت را می بوسند یا برپایت می افتند، چند صباحی از قدرت کناره بگیر. بگذار آخرین روزهای عمرت را با استغفار بگذرانی. خواهی دید که اطرافیانت قدرتت را میستودند، نه خودت را. خواهی دید که در حکومتت يکتاپرستي جاي خود را به خودپرستي داده است و تو خود را به جاي خدا نشانده ای و بدون کسب صلاحيت هاي انساني اصرار داری طرز تلقي و خواسته خود را برمردمت تحميل کنی. «آيا به قدرتها و دولتهاي قبل از خود نمي نگرند . اگر گذشتگان صاحب چيزي بودند، آنرا نگه مي داشتند و اجازه نمي دادند شما جايگزين آنان شويد. خدا به واسطه گناهانشان آنانرا نابود كرد و كسي در برابر خدا از آنان حفاظت نكرد» آقای قذافی! متاسفانه آنان خود را به جاي خدا قرار داده اند ! تابع هوس هاي خود هستند و همه چيز را براي خودشان مي خواهند . براي آنان كرامت انساني ، جان و مال و سرزمين ديگران اعتباري ندارد. لختی بیاندیش.
1) قذافی خود را شیعه دانست! http://www.fanegar.com/view-21553.html 2) از متن سخنان آقای احمدی نژاد در سازمان ملل http://www.president.ir/fa/?ArtID=17912 3) از متن سخنان آقای احمدی نژاد در سازمان ملل http://www.president.ir/fa/?ArtID=17912 4) قذافی خود را امام مسلمین خواند http://www.alarabiya.net/articles/2009/03/30/69560.html 5) نیویورک دیلی نیوز: قذافی دیوانه است http://www.nydailynews.com/opinions/2009/09/24/2009-09-24_khadafy_is_whacky_but_iran_thug_ahmadinejad_is_the_real_threat.html 6) از متن سخنان آقای احمدی نژاد در سازمان ملل http://www.president.ir/fa/?ArtID=17912
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/07/04ساعت 22:26 توسط حامد فدایی ( hamed fadaee ) |
|
|
در این نوشتار "حکومت اسلامی" به معنای عام آن بکاربرده شده و آن قرائتی که شاگردان مدرسه حقانی از آن دارند مورد نظر نیست. به عبارت دیگر "حکومت اسلامی" در این متن هر نوع حکومتی است که ادعای اسلامی بودن را داراست . در مقابل چنین تعریفی از "حکومت اسلامی" مفهوم "اسلام حکومتی" قرار میگرد که متاسفانه روزبه روز قدرت بیشتری در عرصه سیاسی ابران می یابد. در "حکومت اسلامی" مشروعیت حکومت را اسلام شناسان و مراجع تایید می کنند و در "اسلام حکومتی" این زمامداران حکومتی هستند که مراجع را تعیین و تایید می نمایند. در "حکومت اسلامی" مدیران و مسئولین اگر بر خلاف نظر اسلام رفتار کنند مورد عتاب مراجع قرار میگیرند و در "اسلام حکومتی" این مدیران دولتی هستند که از مراجع تقلید شکایت می کنند. "اسلام حکومتی" تنها آن بخش از معارف و قوانین اسلامی را مشروع میداند که بر خلاف نظر دولت مردان نباشد. در "اسلام حکومتی" حکومت ، اسلام را تعریف مینماید و در "حکومت اسلامی" اسلام ، حکومت را. در "اسلام حکومتی" حکومت ، مسلمان را از غیر مسلمان تمایز میدهد و در "حکومت اسلامی" مسلمانان ، اسلامی بودن حکومت را تایید می کنند. در "اسلام حکومتی" چنین متنی کاملا" معقول مینماید:
سيد رضي شيرازي ميگويد: «من قبل از اين که ماجراهاي فوق را بشنوم، اين مساله در ذهنم بود که چرا مرحوم ميرزا (ي شيرازي)در تلگرافهايش به ناصرالدين شاه تعبيرات محترمانهاي به کار ميبرد و با القاب زيادي وي را مورد خطاب قرار مي دهد. بعد فهميدم که سر اين مطلب چيست. ميرزا به خاطر حفظ موقعيت موجود و اين که کسي که بتواند در آن شرايط جانشين ناصرالدين شاه بشود و اين استقلال ظاهري را حفظ کند، وجود ندارد، صلاح نميداند هيمنه ظاهري شاه را در هم بشکند. از اين روي در تعبيرات حتي به مانند يک رعيت با ناصرالدين شاه برخورد مي کند!»
اكنون وظيفه مرجعيت در قبال حكومت اسلامي و شيعي ولو به ظاهر، كاملا مشخص ميشود. در جايي كه رئيس حكومت يك پادشاه ديكتاتور فاسد و عياش است و حكومت وي به واقع تنها نامي از شيعه را يدك ميكشد، مرجع تقليد زمان براي حفظ اصل همين حكومت به ظاهر شيعه با شاه با نرمي و انعطاف و در نهايت احتياط برخورد ميكند. حال مشخص است كه وظيفه مرجعيت در قبال حكومت جمهوري اسلامي فعلي چيست. مرجع: شیعه آنلاین
به باور "اسلام حکومتی" حتی مرجعیت در قبال یک دیکتاتور فاسد و عیاش باید با نرمی و لطافت برخورد نماید همان نکته ای که حکومت اموی از حسین (ع) انتظار داشت . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/06/31ساعت 22:13 توسط حامد فدایی ( hamed fadaee ) |
|
| درباره وبلاگ |
بر این باورم:
پیروی بی چون و چرا از غیر معصوم بت پرستی است |
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات لطفاً جای پای آقا را باید بوسید. آقای رییس جمهور.... من یک ایرانی ام... دخترم ساینا...... (( رویت ماه)) --- علم یا چشم؟ یک عکس جالب از احمدی نژاد.... آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|